نظام آموزش و تربیت  ما از تربیت دختران و پسران برای پذیرش نقش های متفاوت غافل و موجب شده که هر دو جنس به رغم وجود غرایز و نیازهای متفاوت و گاه متضادشان، در برقراری ارتباط با یکدیگر، در موقعیت ها و فرصت های متفاوت یکسان رفتار کنند

وی نوع سوم این رابطه ها را رابطه  قبل از ازدواج و میان یک دختر و یک پسر عنوان کرد و گفت: این نوع رابطه ها عموما بدون اطلاع خانواده است و در بسیاری از مواقع اگر با آگاه سازی جوان همراه نباشد مشکلاتی از جمله بهم ریختگی روحی و جسمی برای جوان در پی دارد. پروفسور باهر با ابراز تاسف و انتقاد از بی تفاوتی مسئولین فرهنگی کشور نوع آخر این رابطه ها را رابطه میان یک پسر با چند دختر و یا یک دختر با چند پسر عنوان کرد و گفت: این نوع روابط نه مطابق با موازین اخلاقی و نه اسلامی است و هر روز شاهد گسترش آن در میان خانواده ها و متلاشی شده پیوندهای خانوادگی هستیم. باید متاسف تر شویم که این مسئله در بین متاهلین نیز بسیار دیده می شود که در این باره مسئولین فرهنگی جامعه باید فکری منطقی و مطابق با شان جامعه نمایند. فقدان پژوهش های کافی درخصوص روابط دختر و پسر در ایران، معلول مسائلی است که از آن جمله می توان به حساسیت های عمومی جامعه در طرح موضوعات و مسائلی که به حوزه روابط جنسی و خصوصی افراد مربوط می شوند، اشاره کرد. در این قبیل مسائل،  از یک طرف اشخاص غالبا از بیان واقعیت ها طفره می روند و از طرف دیگر موسسات و سازمان های متولی امور پژوهشی، مطالعاتی در این باره انجام نمی دهند.

مسئولین فرهنگی جامعه تمام امکانات و تلاش خود را در اصلاح فرهنگ جامعه به کار بگیرند زیرا تا فرهنگ سازی درست صورت نگیرد خورده کارها نتیجه مطلوب را به همراه نخواهد داشت

 پروفسور باهر همچنین با اشاره به نبود آمار دقیق در این خصوص، سن آغاز این روابط را از سنین تکلیف، یعنی در میان دختران در 10 تا 15 سالگی و در پسران 15 تا 20 سالگی که این سنین همزمان با آغاز بلوغ جنسی و جسمی می باشد عنوان می کند.وی تغییر شکل روابط دختران و پسران را وابسته به تغییر کمیت دیدگاه جوانان و همچنین توسعه تکنولوژی و ماهواره و رسانه ها دانسته و تاکید کرد: تسهیل روابط دختر و پسر، توسعه وسایل ارتباط جمعی، تغییر در گروه های مرجع جوانان، بالا رفتن سن ازدواج، حاکمیت روحیه فردگرایی، بحران هویت، ناکارآمدی خانواده ها در ارضاء نیازها و عواطف زوجین از جمله دلایل گسترش این نوع رابطه ها است.

دختر و پسر

در ادامه محمد قیوم دهقان عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی نیز با انتقاد از عملکرد سازمان ملی جوانان و همچنین سازمانهای فرهنگی کشور در این باره گفت: دیدگاههای غلطی در فرهنگ ما وجود دارد که باعث شده گاهی جوانان از حق مسلم خود که آشنایی با جنس مخالف برای ازدواج است محروم شده و یا آنچنان فضا باز بوده که جوان و نوجوان در این راه به بن بست رسیده است.

خانواده و آموزش و پرورش نقش مهمی می توانند در آموزش جوانان و هدفمند نمودن رابطه هایی که میان دختران و پسران قبل از ازدواج دارند داشته باشند و به این روابط شکل و سروسامانی مطابق با موازین اسلامی و اخلاقی دهند.

 در این میان نباید از کم کاری آموزش و پرورش و نهادهای فرهنگی و دانشگاه ها چشم پوشی نمود. نظام آموزش و تربیت  ما از تربیت دختران و پسران برای پذیرش نقش های متفاوت غافل و موجب شده که هر دو جنس به رغم وجود غرایز و نیازهای متفاوت و گاه متضادشان، در برقراری ارتباط با یکدیگر، در موقعیت ها و فرصت های متفاوت یکسان رفتار کنند.در ادامه پروفسور باهر، با اشاره به اینکه تغییر زندگی جوانان و ضعف بنیان خانواده و طلاق از عوامل مهم گرایش آنها به سمت جنس مخالف است گفت: امروز جوانان و نوجوانان نسبت به گذشتگان خود کار و فعالیت کمتری دارند در مقابل تفریحات سالم کمتری نیز دارند و انرژی در بدن آنها به طور مثبت استفاده نمی شود در ضمن از غذاهایی استفاده می کنند که محرک و تقویت کننده نیازهای جنسی آنها است.وی همچنین عدم کنترل خانواده بر جوانان را نیز بسیار موثر در این امر دانسته و تصریح کرد: دور شدن از طبیعت و فطرت و دین باوری و باورهای عرفانی از عواملی است که سبب می شود ارتباطات در میان جوانان شکل دیگری که امروزه شاهد آن هستیم به خود بگیرد.با این همه آنچه بیش از پیش لزوم آن در جامعه احساس می شود ابن است که مسئولین فرهنگی جامعه تمام امکانات و تلاش خود را در اصلاح فرهنگ جامعه به کار بگیرند زیرا تا فرهنگ سازی درست صورت نگیرد خورده کارها نتیجه مطلوب را به همراه نخواهد داشت. کشور با وجود داشتن نهادها و سازمانهای مختلف فرهنگی مانند وزارت ارشاد، سازمان ملی جوانان، پایگاههای بسیج هنوز برای جوان ایرانی چارچوب روشنی برای این نوع رابطه روشن نکرده که ارتباطی متناسب با شان دینی و اخلاقی گشور داشته باشد